حکایت شعر سرودن

پرتال ابرومه بخش خنده دار طنز خنده بازار قسمت حکایات خواندنی و حکایات جالب- حکایت شعر سرودن

 

,حکایت, حکایت سعدی, حکایت کوتاه,حکایات خواندنی و حکایات جالب

حکایت شعر سرودن

حکایات خواندنی و حکایات جالب-حکایت شعر سرودن

 

روزی محتشم کاشانی به دیدن پدر حکیم شفایی می رود.حکیم که از کودکی در سرودن شعر مهارت داشت شعری از خویش برای محتشم می خواند.

محتشم می گوید: اشعارش مثل گرمک اصفهان است که به ندرت شیرین در می آید.

شفایی جواب داد: الحمدلله که مثل گرمک کاشان نیست که هیچ شیرین درنمی آید!


حکایات خواندنی و حکایات جالب - روزنامه خراسان




برچسب ها:
حکایت سعدی
.
حکایت کوتاه
.
حکایت جالب
.
حکایت های کوتاه
.
حکایت آموزنده
.



مروری برگذشته